بنابراين.چشمها را باور نکن.
دل را باور کن.
و يادت باشد که از دريچه دل نگاه کني
انگاه چيزهاي باور نکردني را خواهي شناخت
تا کسي ان باور نکردني را نشناسد
هيچ چيز را نشناخته است!!!!

نگاه کن!
و زیبایی ها را دریاب!
زیبا اگر که زیباست
همه از برای زیبا کردن درون توست
0oooooh ma 0ooooooh pa
Must the show go on?
0oooh pa take me home
0oooh ma let me go
اووه مامان اووه بابا
آیا نمایش باید ادامه پیدا کند؟
اووه بابا مرا به خانه ببر
اووه مامان بگذار بروم
There must be some mistake
I didn't mean to let them
Take away my soul.
Am I too old is it too late?
لابد اشتباهی شده
نمی خواستم بگذارم
روحم را بگیرند
آیا خیلی پیر شده ام؟ آیا خیلی دیر شده؟
0ooooh ma 0oooh pa
Where has the feeling gone?
0oooh ma 0oooh pa
Will I remember the songs?
The show must go on
اووه مامان اووه بابا
احساسم کجا رفته؟
اووه مامان اووه بابا
آیا اواز را به یاد خواهم آورد؟
All alone or in two,s
The ones who really love you
Walk up and down outside the wall
some hand in hand
تنها یا دو به دو
آنها که به راستی دوستت دارند
بیرون دیوار قدم می زنند
و برخی دست در دست
And some gatherd together in bands
The bleeding heart and artists
Make their stand.
و برخی گرد آمده در گروه ها یی
قلبهای خون چکان و هنرمندان
بر جای می ایستند.
And when they've given you their all
Some stagger and fall, after all it's not easy
Banging your head against some mad bugger's wall.
Isn't this where
و آنگاه که همه چیزشان را به تو دادند
برخی تلو می خورند و می افتند هر چه باشد آسان نیست
کوبیدن سرت به یک دیوار دیوانه ی نابکار
آیا اینجا نبود که...!
Day after day love turns grey
Like the skin of a dying man
Night after night we pretend it's all right
But I have grown older and
You have grown colder and
Nothing is very much fun any more
روزی پس از روز دیگر عشق خاکستری می شود
همچون پوست مردی در حال مرگ
شبی پس از شب دیگر وانمود می کنیم همه چیز عادی است
اما من پیر تر شده ام
و تو سرد تر شده ای
و دیگر هیچ چیز خوشی چندانی ندارد
And I can feel one of my turns coming on
I feel cold as a razor blade
Tight as a tourniquet
Dry as a funeral drum
و من می توانم حس کنم که یکی از نوبت هایم می رسد
سرد شده ام مثل لبه ی تیغ
سخت مثل شریان بند
خشک مثل طبل تشییع جنازه
Run to the bedroom
In the suitcase on the left
You'll find my favorite axe
Don't look so frightened
This is just a passing phase
One of my bad days
بدو به اتاق خواب
در چمدان سمت چپ
تبر محبوبم را پیدا می کنی
وحشت نکن
این فقط یک حالت گذراست
یکی از روزهای بد من است
Would you like to watch T.V
Or get between the sheets?
Or contemplate the silent freeway?
Would you like something to eat?
Would you like to learn to fly?
هر آينه نيازمندم بودي , اي کاش که بگويي
No one ever said life would be easy,
کسي نگفته است که زندگي کار ساده ايست
And it seems so unfair sometimes.
گاهي بسيار سخت و ناخوشايند مينمايد
Yet life's ups and downs
اما با تمام فراز و فرودهايش, زندگي
Make us better and stronger,
از ما انساني بهتر و نيرومند تر ميسازد
Even though we may not realize it at the moment.
حتي اگر در لحظه حقيقت آن را درنيابيم
Remember
به ياد آر ...
When you hurt, let the pain out.
که در آزردگي, رنج از خود دور کني.
When you're sad, let the tears flow.
در دلتنگي, بگذاري اشکهايت جاري شوند.
When you're angry, release it.
در خشم ,خود را رها سازي.
When frustration sets in, work it out.
در ناکامي به خود چيره شوي.
Help yourself as much as you can.
تا ميتواني يار خود باش
You can be your own best friend.
ميتواني بهترين دوست خود باشي
But when you need to share your confusion, let me know.
اما به هنگام آشفتگي مرا خبر کن
I try to know when to be there,
ميکوشم, بدانم چه وقت بايد در کنارت باشم .
But I can't always, unless you let me know.
اما گاه ممکن نيست, پس خبرم کن.
Love is the greatest gift we can give to one another
عشق بالاترين هديه است که ميتوانيم به يکديگر بدهيم.
And giving is one of the greatest joys life bestows upon us
و ايثار يکي از بزرگترين لذتهايي است که به ما ارزاني شده .
I'm here to give to you, whenever and for always.
من اينجايم هر زمان و هميشه, تا هرآنچه دارم به تو هديه کنم
خیلی وقتا رفتن به سر قبر مردگان آدمو از همه وابستگیهای دنیاییش جدا میکنه آدمو می بره به دنیایی دیگه ، می بره به فکرای بلند، آدم احساس میکنه خودشه و روحش ، مادیات میره کنار و اندیشه ها و احساسات همه چیزه آدم میشه وقتی شعرهای قشنگ و پر احساسی رو که روی هر یک از قبر ها نوشته شده بود می خوندم و واقعا معنی قشنگ اونارو تجسم و تصور می کردم حالم به کلی عوض شد. آدما خیلی وقتا معنی خیلی جملات و کلمات رو تو حالتهای خاص متفاوت احساس میکنن .تو هوای ابری و خنک اون لحظه زیر درختای کاج بلند تو فضایی ساکت و خلوت جایی که همه آدمای اونجا فقط روح دارن آدم احساس آرامش میکنه احساس عمیق بودن احساس عظمت .واقعا شعرهای قشنگی رو خوندم که همه گلچین شده بودند همه بوی محبت و احساس می دادن کاشکی همین احساسات موقع زنده بودن اونا هم بوده باشه و برای بقیه هم باشه .آدم نمی دونه خیلی وقتا رفتن به این جور جاها که به نظرش خیلی هم خوشایند نمیاد چقدر می تونه روح آدمو شاد کنه خستگیها و دلتنگیهای روحشو خالی کنه و به آدم آرامش بده .دلم می خواست کاغذ و قلم داشتم و شعرهای قشنگی رو که هر کدوم یاد آور یه خاطره یا یه احساس قشنگ از یه آدمیه که یه روزی خوبی کرده و الان رفته رو یادداشت می کردم حیف که نشد اما یکی از اونا رو که روی قبر یه دختر دانشجوی 26 ساله نوشته شده بود رو حفظ کردم که خیلی به نظرم لطیف بود :
من به همراه نسیم یک صبح به سبک بالی یک چلچله خواهم کوچید به دیاری که در آنجا سخن از فاصله نیست صحبت از نزدیکیست ....
۷/۱/۸۶ مامان بزرگم دار فانی رو وداع گفت.برای شادی روح همه عزیزان از دست رفته فاتحه قرائت کنیم.امیدوارم سایه همه پدرو مادرها بالا سر فرزندانشون باشه...
خوشبختی کیفیت ذهنی است که اندیشه از آن لذت می برد "ماکسول مالتز"
هر واقعه ای در آغاز بصورت رویا است "کارل سندبرگ"
حرف زدن نوعی نیاز است اما گوش کردن بزرگترین هنر
روز را خورشید می سازد روزگارش را ما "پرمودابترا"
خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران است "زرتشت"
ناکامیها بهترین مربیان ما در راه پیروزی و پیشرفت هستند "بیکن"
اتلاف وقت گرانبها ترین خرج هاست "بالزاک"
اگر ندانید به کجا می روید چگونه توقع دارید به آنجا برسید "باسیل اس والش"
بزرگترین رمز موفقیت این است که رمزی در کا رنیست "کلمنت استون"
شما همانی هستید که فکر می کنید "کلمنت استون"
از خدا خواستم تا دردهایم را التیام بخشد. خداوند پاسخ گفت : مخلوق خوب من ! هر دردی را درمانی است و این تو هستی که باید درمان دردهایت را بجویی . از خدا خواستم تا به من صبر عنایت کند. خداوند پاسخ گفت : بنده قدرتمندمن ! صبر حاصل سختی است عطاشدنی نیست بلکه آموختنی است. از خدا خواستم تا مرا شادی و شعف بخشد. خداوند پاسخ گفت : نازنینم ! من به تو موهبتهای بسیار بخشیدم شاد بودن با خود توست. از خدا خواستم تا رنجم را کاستی دهد. خداوند پاسخ گفت : مخلوق صبورم بهای رنج تو دوری از دنیا و نزدیکی به من است. از خدا خواستم تا روحم را شکوفا سازد. خداوند پاسخ گفت : پرورش روح تو با تو اما آراستن آن با من. از خدا خواستم تا از لذایذ دنیا سرشارم سازد. خداوند در پاسخ گفت : من به تو زندگی بخشیدم بهره مندی از آن با تو. از خدا خواستم تا راه عشق ورزیدن را به من بیاموزد. خداوند پاسخ گفت : اشرف مخلوقات من بالاخره دریافتی که چه از من بخواهی. به خاطر داشته باش که در مسیر عشق ورزیدن به من به مقصد دوست داشتن دیگران خواهی رسید.
پروردگارا به من آرامشی ده تا بپذیرم آن چه را که نمی توانم تغییر دهم.شجاعت ده تا تغییر دهم آن چه را که می توانم و بینشی ده تا تفاوت اين دو را بدانم. ادراک ده تا متوقع نباشم که دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند.
چقدر به آرامش و تنهايی احتياج دارم
به سکوت و خلا
به زندگی بی قيد و شرط و آزاد
در لحظه زندگی کردن
اما ............
چطور ميشه از اين قيدوبند رها را شد ؟!!!!![]()
![]()
«بگذار عادت ها خودشان از سرت بيفتند؛ تو آنها را کنار نگذار. بگذار فعاليت خود به خود محو شود؛ تو به زور آن را محو نکن- زيرا همان تلاش تو برای محو اجباری آن، خودش فعاليتی است به شکلی ديگر. مراقب باش، حواس را جمع کن، گوش به زنگ باش تا شاهد پديده معجزه آسايی باشی: وقتی چيزی خودش، به ميل و رضای خودش کنار رفت، از خود هيچ ردپايی برجای نخواهد گذاشت. اگر به زور آن را کنار بگذاري، ردپای آن باقی می ماند يک زخم، يک جوشگاه.»![]()
می آیی ،
با زنبق های بنفش و سفید ، سوسن و سنبل ؛
ماهی های قرمز تنگ بلور ،
در آغوشت ...
می آیی ،
با نگاهی گرم و سبز ، ...
می آیی ،
با یک دنیا آرزو و عشق و امید به آینده ...
می آیی ،
و دوباره بهار آغاز می شود و سرمای سخت ، کوله بارش را می بندد ؛
تا سالی شاد ، بیافرینی.
*** روز نو و سال نو ، مبارک ***

سال نو مبارک
سلام به تمام دوستان عزيزم
امروز آخرين روز سال 85 هست اين سال را با همه ي خوبي ها و بدي هاش پشت سر مي گذاريم تمام بديها و كينه ها و هرچه كه دل را آزرده مي كند در سال 85 خواهيم گذاشت و بادلي صاف سال 86 را شروع مي كنيم و مي دانيم كه سالي خوب و پر نور خواهيم داشت
بهار داره با گل به دیدن ما میاد . ما هم با گل به دیدن عزیزانمون بریم . برای همتون سالی پر از شادی و سربلندی رو در پناه خداوند متعال آرزو دارم و آرزو میکنم به همه آرزوهاتون برسید
راستی نکنه توی خونه تکونی دلتون منو بیرون بندازید !

